🌠 شبی که حیاط کانون، رو به آسمان باز شد
پنجشنبهشب، حیاط مرکز شماره یک صفاشهر تا سه بامداد بیدار ماند؛ ۹۰ عضو و خانوادههایشان آمده بودند تا بارش شهابی برساوشی را فقط از روی کتابها و تصاویر دنبال نکنند، بلکه زیر آسمان شب به تماشایش بنشینند.
شب با دورهمی خانوادگی آغاز شد و بعد، چتر افلاکنما در حیاط کانون بالا رفت؛ اعضا و خانوادهها زیر این آسمان شبیهسازیشده، مسیرهایی تازه برای شناخت آسمان شب و اجرام آن پیدا کردند.
بعد از آن، روی کاغذ به سراغ منظومه شمسی رفتند؛ سیارهها را از خورشید تا دورترین همسایهها مرتب کردند، مدارها را کشیدند و آنچه دیده بودند به یک نقشه کوچک از منظومه شمسی تبدیل کردند. 🪐
اما هنوز مهمترین بخش شب باقی مانده بود.
تلسکوپ رو به آسمان قرار گرفت و زحل در میدان دید ظاهر شد؛ سیارهای که تا چند دقیقه پیش فقط نامی در میان مطالب نجومی بود، حالا از پشت چشمی تلسکوپ دیده میشد. در کنار آن، نقشهخوانی آسمان، شناخت صورتهای فلکی و سیارهها و شیوه عکاسی از آسمان با تلفن همراه هم تجربه شد. 🔭📱
در گوشهای دیگر، «نامه به آسمان» شکل گرفت؛ اعضا و خانوادهها دلنوشتههای خود را با یاد شهدای کودک میناب نوشتند و آسمان، میزبان واژههایی شد که از زمین به سوی آن فرستاده شدند.
پویش «۲۵ درجه» هم بخشی از این شب بود؛ یادآوری کوچکی برای اینکه مراقبت از زمین، حتی میتواند از تنظیم دمای وسایل سرمایشی خانه آغاز شود. 🌍
و اینگونه یک شب رصدی، میان آسمان، خانواده، علم، ادبیات و مسئولیتپذیری جریان پیدا کرد؛ شبی که تا بامداد ادامه داشت و هر بار که نگاهها به بالا رفت، چیزی تازه برای دیدن وجود داشت. ✨
#کافنا_فارس #بارش_شهابی_برساوشی #رصد_آسمان #نجوم #صفاشهر یک
